تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

گریه کردم. تمام صورتم خیس بود. بازم تایپ کردم، استيکر فرستادم. گریه میکردم و استيکر خنده میفرستادم. همین که دردهام اونقدری بزرگ شده که نمیتونم بگمش یعنی اونقدری بزرگ شدم که بتونم قابل تکیه کردن باشم. درد اگر نبود چقدر بی ارزش بودیم!

ادامه مطلب  

مناسبت امضاء وشخصیت انسان  

 
 
امضا شناسی
کسانی که به طرف عقربهای ساعت امضاء می‌كنند انسان‌های منطقی هستند كسانی كه بر عكس عقربه‌های ساعت امضاء می‌كنند دیر منطق را قبول می‌كنند و بیشتر غیر منطقی هستند كسانی كه از خطوط عمودی استفاده می‌كنند لجاجت و پافشاری در امور دارند كسانی كه از خطوط افقی استفاده می‌كنند انسان‌های منظّم هستند كسانی که با فشار امضاء می‌كنند در كودكی سختی كشیده‌اند كسانی كه پیچیده امضاء می‌كنند شكّاك هستند كسانی كه در امضای خود اسم و فاميل م

ادامه مطلب  

 

 
فاميل دور: یه فاميل لیوان شیر بده میخوام بدم بچم
 
عزیزم: باشه چشم، فقط شیرش کم چرب باشه یا پر چرب؟
فاميل دور: کم چرب باشه
عزیزم: گرم باشه یا سرد؟ فاميل دور: سرد باشه!
عزیزم: محلی باشه یا استریلیزه؟ فاميل دور: استریلیزه!
عزیزم: الان میارم! ... راستی تو لیوان باشه یا پاکت خود شیر رو بیارم؟
فاميل دور: تو لیوان باشه! عزیزم: لیوانش استیل باشه یا شیشه ای؟
فاميل دور: شیشه ای باشه! عزیزم: لیوان شیشه ای پاچه گشاد باشه یا راسته باشه؟
فاميل دور: راست

ادامه مطلب  

عمه خانم ها و خاله خانم ها می گویند دختر باید زود شوهر کنه  

یکی بود یکی نبود
اطرافیان مهربان یعنی فاميل های پدری و مادری اش اعتقاد شدیدی داشتن که همه مخصوصا دختر ها باید ازدواج کنند................................................................
اگر دختر برو رو هم داشته باشد............................سر به زنگا باید شوهر کند.............................
مهربان دختر زیبایی بود که خودش و خانوادش هم عقیده با فاميل هاشان نبودند......................................................
می خواست دانشگاه بره شاغل بشه یا به خارج از کشور برود............................................
خانوادش و خودش اینو ت

ادامه مطلب  

مدیریت تهیه و ساختن برچسب ها (استیکر) در برنامه تلگرام  

استيکرهای تلگرام برای خودشون دنیایی هستند.
در برنامه های دیگر مثل وایبر و واتس آپ درست کردن برچسب ها یا تخصصی بودو یک منبع درآمد زایی برای آنها.
در تلگرام این موضوع رایگان و عمومی شده است.هر کسی با یک دستور به ربات میتواند برچسب ها( استيکر) خود را به سادگی ، بدون محدودیت و به رایگان بسازد، منتشر کند، در اختیار بقیه بگذارد.
مدیریت کردن استیگرها شامل حذف، جایگزینی، جا به جایی ، نظم و ترتیب آنها توسط ربات انجام میشود.
و این کار به سادگی مقدور است.

ادامه مطلب  

صله رحم استیکری  

زمان قدیم صله رحم و دیدید بازدید یه شکل و رنگ بویی دیگه داشت ، نفس به نفس بود می رفتیم خانه فاميل دست میدادیم روبوسی می کردیم و چند ساعتی مهمان بودیم ، گفتگو و خنده و درد دل و شاید غیبت ، مهمونی ها دیداری بود دیدن و شنیدن صدای اقوام و این دیدن و شنیدن حس خوبی به هر دو طرف می داد و آرامشی به انسان میداد که تنها نیستیم و هستند آدمهایی که از خون و رگ ما هستند .
سالها گذشت و تکنولوژی اومد هر چقدر این تلنولوژی بروز شد صله رحم و محبتی که تو خانواده ها بو

ادامه مطلب  

شعار یا عمل  

خدایا من اهل ونداده ام و خود یک خداوندگارم من تو را فرمان میبرم و مردم باید از من فرمان ببرند وانان حق ندارند بدون اجازه من مستقیما تو را اطاعت کنند خدایا من تنها نیستم خداوندگاران فراوانند پس هر چه زودتر بت شکن را بفرست تا مردم از دست من و من های دیگر نجات یابند اما نه، خدایا نه، میخواهم بمانم و خداوندگاری کنم او را نفرست . بگذار نیاید تا هر ساله اغاز امامتش را شادی کنم و با نامش رقیبان سیاسیم را سرکوب کنم . خدایا من دوست دارم مردم دردمند باشن

ادامه مطلب  

فامیل دور !  

آقای سیم میم گیر داده بهم میگه تو حتما فاميل یکی هستی
میگم من بعد 3 ماه هنوز نصف پرسنلو نمی شناسم
میگه الکی میگی تو اینجا فاميل یکی هستی چون محکم قدم بر میداری
قیافه من :  
++ سر ناهار توی آشپزخونه سر میز ناهار خوری وسط
2 ثانیه پاشدم برم بشقابمو بذارم تو ظرفشویی بیام با ثریا از قورمه سبزی نذریش بخورم - فاصله از صندلی من تا سینک ظرفشویی 4 قدم - برگشتم دیدم خانم سین عین نشسته جام
خوبه لیوانو گوشی و وسایلم هنوز رو میز بود
والا آدم جرات نمیکنه چیزی هم ب

ادامه مطلب  

تعطیلات :)  

برای این تعطیلات برنامه ها دارم :)
انگل شناسی تک یاخته ها رو بخونم
بیوشیمی کربوهیدرات و ویتامین ها رو بخونم
میکروب فصل هایی ک تا حالا نخوندم حتما یک دور خونده بشن ....
و در آخر. ... اصول پرستاری (استيکر گریه) تا جایی که بتونم بخونم فقط بخونم :/

ادامه مطلب  

يا علي  

روز غدیر
یك روز خاص توی چندتا روز خاص !
یه ارزوی مشترك بین همه ی اونهایی كه حضرت علی (ع) رو دوست دارند،فازغ از هر بینشی 
كلی دید و بازدید،دورهمی ،نهار رستورانت ، شادی با فاميل ، هیجان یك عید بزرگ
خلاصه واسه همتون پراز بركت و ارزوی قبولی هر دعا و ارزوی خوبی كه امروز واسه خودتون و دیگران داشتید دارم .
 

ادامه مطلب  

 

رنگی رنگیو ک میشناسی
بالاخره ازش بسته استيکر کیبرد و برچسبای خوجیلو پک کاغذ اسکرپ بوک  خریدم ^_^ ادرسشم ک ادرس سعیدو نوشتم تا بابام نفهمه 
اخه من عاشقشون بودم اگه سفارش نمیدادم میمردم قشنگ :( حیف نبود بمیرم؟؟؟ :(
تازه یدور دیگه ب بهونه ارتقاء استيکر کیبردم دفتر اشپزیو لیست کارای من سفارش دادم وای خداجون خیلی باحالن هنوز نرسیدن دستم ولی ...
انرژی مثبتن ی عالمه اتفاقای خوب با خودشون میارن من میدونم .
نشون ب اون نشون ک دیروز اشتیمون دادن ^_^_^ بخدا
ق

ادامه مطلب  

مرگ و حيات  

امروز كه جمعه باشه دایی مادرم فوت كرد!!!
مردی كه همه متفق القول بودند مرد خوشتیپ فاميل و همیشه خوش و اتوكشیده بود ، 
طفلی دایی ما دو سال اخر عمرش و توی سالمندان سپری كرد ،در حالیكه از نظر مالی كاملا دارا حساب میشد.
غریبانه و كم جمعیت، و هرچی بگم نتونستم حق مطلب و ادا كنم .
دلم یه طوری بود و شد 
امشبم شب اول قبر دایی جان 
هرچقدرهم بگیم بازهم فردا فراموشمون میشه 
میفهمید كه چی میخوام بگم ؟؟؟؟

ادامه مطلب  

می شوره ،می بره !  

برادر دارین ؟ خوب باید بگم اگه ندارید زیاد مهم نیس ندارین دیگه 
ولی اگه دارین باید بپرسم برادرزاده چی ؟اونو دارین یانه ؟ 
نمی دونین چه حال خوبیه وقتی یه روز پر کار داشتی و رفتی روضه دپرس شدی و یه سر دردی هم دارین وقتی تلگرامو روشن می کنی می بینی یه مغز بادوم دیشب کلی استيکر داده و وویس داده عمه جون زاپیاتو روشن کن برات استيکر می فرستم بعد زود اصلاح می کنه زاپیا نه ،ببخشید تلگرام 
تموم خستگیمو با عمه جون گفتنش می شوره می بره ،اون یکی مغز بادوم

ادامه مطلب  

 

بیشتر كلمات رو اشتباه میگه : دماس، چبس، خی شورا، ما ق ن ه ، كمر، 
بازم امروز كه بعد یك سال دارم مینویسم داریم میریم دبی تا چند ساعت دیگه 
هیلی خوشحالم سه تایی داریم میریم برای اولین بار همیشه همراه داشتیم چه دوست چه فاميل
امیدوارم هوا خوب باشه از آب لذت ببریم 
الانم نزدیك ٤ صبحه از گریه جان جان بیدار شدم فكر كردم نوشته هام اینجا نیست بعد از این همه اومدم اینجا خوشحالم همه هست 

ادامه مطلب  

قديما توی قديما موند...  

قدیما توی قدیما موند...
 
قدیما ﺣﺮﻳﻢ ﺧﺼﻮﺻﻲ ﻧﺒﻮﺩ ﺣﺘﻲ ﺣﻤﺎﻣﺶ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﻮﺩ،ﻭﻟﻲ ﭼﺸﻢ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻫﺮﺯﻩ ﻧﺒﻮﺩ .ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﭘﺎﻱ ﻛﺴﻲ ﺟﻠﻮ ﻛﺴﻲ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻟﻲ ﭘﺸﺖ ﭘﺎ ﺯﺩﻥ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩ .ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺣﺮفی ﺗﻮی ﺩﻟﻬﺎ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ،ﺣﺮﻓﻲ ﻫﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻛﺴﻲ ﻧﺒﻮﺩ .ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺑﺮﮔﺮ ﻭ ﭼﻨﺠﻪ ﻭ ﺑﺨﺘﻴﺎﺭﻱ ﻧﺒﻮﺩ،ﮊﻟﻪ ﻭ ﭘﺎﻱ ﺳﻴﺐ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻧﻮﻥ ﻭ ﭘﻨﻴﺮ ﺑﻮﺩ.ﺍﻭﺝ ﻛﻼﺳﺶ ﺗﻮﻱ ﺳﺒﺰﻱ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺗﺮﺷﻲ ﻭ ﺁﺵ ﺑﻮﺩ .ﺍﻭ

ادامه مطلب  

مجرد بودن بهتر است یا له شدن دماغ؟!  

هر بار خواب میبینم دارم توی خانه ی خودم آشپزی میکنم و همانطور به حالت ایستاده سولاخ جوراب مرد سبیل باروتی ام را میدوزم و نوزاد خشمگین و طلبکاری آن ته، هم زمان با خلاص کردن خودش در حال نعره زدن است از خواب میپرم و تبخال میزنم!
اینکه هر دختری باید برود سر خانه و زندگی اش درست....اما من بیشتر اهل تفکرم تا چیزهای دیگر!
اصلا همه مرا به این میشناسند که نیایم عروسیشان! نیایم به تولدهایشان و هی بنشینم تفکر کنم و از روح لطیفم(!) فعالیتهای ادبی و بی ادبی بی

ادامه مطلب  

اخر ترم  

از خیابون خوابگاه صدای جشن و سرور برای نیمه ی شعبان میاد. همه رفتن خونشون و من قراره ٣-٤ روز بعد برم با این حال بازم دلتنگم چون از ١٣ بدر نرفتم خونه و این ركورد من محسوب میشه ... دلم تنگه خونه و اتاق و ددر با بابا ، فاميل هامون و مهمونی و بقیه جیزای عادی كه تو خونه به چشم نمیاد ... دارم درس میخونم در حد خودكشی. از وقتی خبر اومدن دكترای بالینی برای مامایی اومده انگیزه م دوبرابر شده. الانم از یه خرید حسابی میام و فقط خانوم ها میدونن خریدی كه توش لوازم

ادامه مطلب  

 

چقدر خوب می شد اگه حال دلمون مثل قبلنا بود مثل بچگیامون مثل همون زمانی كه سریال دنیای شیرین دریا پخش میشد..
چقدر اون زمان همه چیز ساده تر بود همه توقع ها كمتر بود..وای كه چقدر دلم برا اون موقعها تنگ شده..
دلم میخاد چشامو ببندم برم به بچگیام..به وقتی كه اگه لباسم با شلوارم یا روسریم با كفشم ست نبود كسی ایراد نمیگرفت..خدایا چی میشه كه اینقدر همه چیز زود تغییر میكنه..بغضم گرفته..دلم نمیخاد غرق دنیای تجملات بشم دلم نمیخاد لباس انچنانی برای عروسی بپوش

ادامه مطلب  

یه قصه پر غصه  

 
دخترک روستایی ما سیزده ساله بود که نگاهش به نگاه یکی از پسران اعیان شهرنشین گره خورد ، چند روز بعد تلفن خانه زنگ خورد و پسری با لهجه شهری اش خواست تا با دخترک چند لحظه تنها صحبت کند،دخترک آفتاب مهتاب ندیده گوشی را گذاشت و رفت پی کارش....
دخترک پی کارش بود اما شب و روز نداشت بیخودی اشکش می آمد شماره تلفن خانه پسر اعیان نشین را هم پیدا کرده بود اما جرات زنگ زدن نداشت ...اصلا بلد نبود چه بگوید...
گهگاهی دیوار های خانه روستایی فاميل اعیان نشینشان را

ادامه مطلب  

برچسب سه بعدی بدنه خودرو , استیکر 3 بعدی ماشین  

استيکر سه بعدی 3d ماشین
قیمت برچسب سه بعدی ماشین اصل : فقط 19000تومان
تعداد:یک عدد با کیفیت بسیار بالا
در طرح های مختلف اولین بار در ایران
این برچسب ها روی تمام سطوح صاف و خمیده ماشین قابل نصب بوده همچنین کاملا قابل شستشو میباشند

خود چسبدار
ضد خط و خش
چاپ دیجیتال با وضوح تصویر بالا
 مقاوم در برابر ضربه
 

قابل تمیز کردن با دستمال نیمه مرطوب
امکان جابجایی بدون آسیب رساندن به رنگ یا بدنه ماشین (برای جابجایی کافیست کمی با حرارت سشوار استيکر را گرم ک

ادامه مطلب  

 

نرگس جونم نیازی به تشکر نداره , من که زن دارم به هیچ عنوان نباید به زن نامحرم نگاه کنم و یا حرف بزنم , اگه غیر این باشه یکی هم میاد به تو نگاه میکنه و با تو گرم میگیره , نرگس اگه زبونم لال با نا محرم چه فاميل و چه غیر فاميل گرم بگیری این برا من مثل خیانت میمونه و ازت نمیگذرم بخدا قسم راست میگم و هیچ وقت نمیبخشمت .
نرگس از سمت من خیالت راحت باشه تو فقط مال منی , من خیلی دوست دارم و فراموشت نمیکنم , با خیال راحت برو به درست برس , نرگس ببخشید این دو روز زی

ادامه مطلب  

بیدار کردن مجازی  

خونه مامانم بودیم مهمونی بود. بعدش خواستیم جمع و جور کنیم. حاجی اومد خونه خودمون استراحت کنه و به کاراش برسه. چون خونه مامانم خیلی شلوغ پلوغ بود. گفت ۶:۳۰ منو بیدار کن. پیام دادم، مثل قدیما، مثل زمانی که تو عقد بودیم،وقتی از هم دور بودیم. گفتم:
عزیزم
عشقم
رویای من
مرد زندگی من
حاجی جونم....
 
حاجی استيکر پسر ماچ شده رو فرستاد.
ناخودآگاه لبخند زدم
خیلی دوستش دارم. خیلی خیلی خیلی زیاد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

ریشه ی کلمه ی "میکس" و چگونگی پیدایش آن  

روزی از روز های سرد تابستان 95، یکی از اعضای خانواده ی میکسرز در صدد فهمیدن وضع زندگی و موضوع سخن گفتن دیگر افراد گروه بود؛وی در تلاش بود تا بپرسد:"درباره ی چه موضوعی میکصید؟(کص میگویید؟)".اما به دلیل کصدستی ناگهانی و ناخواسته نوشت:"درباره ی چه چیزی میکس میکنید؟"که باعث سوژه شدن آن،ساخت استيکر های متعدد و در کل این اشتباه،باعث شروع مبحث کامل و عظیمی به نام میکس،نحوه ی پیدایش انجمن میکسرز و سبک زندگی میکسری شد.
باشد تا رستگار شوید.

ادامه مطلب  

پیوند زدن درخت  

یارعمو عرب اسدی در تصویر فوق مشغول پیوند زدن درخت می باشد
روایت است یکی از خانم های فاميل از ایشان می خواهد تا برای پیوند
زدن درخت توت آن ها اقدام نماید،در مرتبه ی اول مراجعه به ایشان می گوید:
بگذارید نو رخ های درخت بلند شود،در مرتبه ی دوم مراجعه به ایشان می گوید:
درخت را هرس کنید تا نو رخ بزند،سری بعدی مراجعه به ایشان می گوید یک
بیست لیتری نفت پای درخت بریزین تا من بیام..
خانم فاميل نفت را آماده کرده تا پای درخت بریزد که پسرش سر می رسد و
می گوید

ادامه مطلب  

تلگرام  

انشاء یک دانش آموز دبستانی با موضوع آیا  تلگرام خوب است؟
به نظر من   تلگرام چیز خوبی است. در  تلگرام همه آدم ها خوبند. همه چیزهای خوب و با مزه می نویسند. من فاميل های  تلگرامى خود را بیشتر از فاميل های واقعی ام دوست دارم. مثلا دایی عزت که به قول بابایم اخلاقش خیلی گند است و زورکی جواب سلام ما را می دهد کلی جوک های خنده دار در  تلگرام می گذارد و ما را می خنداند  یا عمه اقدس که چشم دیدن هیچکدام ما را ندارد یک پا شاعر شده است و مرتب از مهربانی و گذشت

ادامه مطلب  

من یک قلب قدیمی ام از آنها که دیر عاشق می شوند!  

چه پر مسما تایتلی انتخاب کردما،تا فیها خالدون می سوزانتم!
لعنت به تلگرام،عادتمون شده همه احساساتمونو با یه استيکر خلاصه کنیم انگار.
دلم می خواد اینجا برای من شش ساله ام بنویسم که سرآغاز دوباره درس خوندنم مبارک، می دونید هیچوقت نباید با سرنوشت جنگید، جای من هیچوقت تو معماری نبود و نیست گرچه خب نسبت به اطرافیانم باز کمی جلوتر ایستادم،سفر نکردم،مهاجرت نکردم، خانواده و دوستانم رو از دست ندادم ،مستقل شدم، نترسیدم ولی قلبم عاشق سازه بود و هست..

ادامه مطلب  

من یک قلب قدیمی ام از آنها که دیر عاشق می شوند!  

چه پر مسما تایتلی انتخاب کردما،تا فیها خالدون می سوزانتم!
لعنت به تلگرام،عادتمون شده همه احساساتمونو با یه استيکر خلاصه کنیم انگار.
دلم می خواد اینجا برای من شش ساله ام بنویسم که سرآغاز دوباره درس خوندنم مبارک، می دونید هیچوقت نباید با سرنوشت جنگید، جای من هیچوقت تو معماری نبود و نیست گرچه خب نسبت به اطرافیانم باز کمی جلوتر ایستادم،سفر نکردم،مهاجرت نکردم، خانواده و دوستانم رو از دست ندادم ،مستقل شدم، نترسیدم ولی قلبم عاشق سازه بود و هست..

ادامه مطلب  

اربعین حسینی  

از كوفه تا شمشیر عزراییل‌هایش از كربلا تا شام با تفصیل‌هایش...
بعد از چهل روز از مسیر تلخ دیروز امروز آمد دیدن فاميل‌هایش
خود را به روی قبرهای خاكی انداخت بانوی مكه با همان تجلیل‌هایش
حال عجیبی داشت وقتی باز می‌گشت بغض غریبی داشت در ترتیل‌هایش
با او چهل روز و چهل شب همسفر بود كابوس‌هایی تلخ با تأویل‌هایش
آخر پذیرفت آن‌چه را باور نمی‌كرد دل كند اینجا زینب از هابیل‌هایش...
زن مانده بود و یک بیابان بی‌پناهی زن مانده بود و داغ اسماعیل‌های

ادامه مطلب  

انشاء یک دانش آموز دبستانی با موضوع آیا تلگرام خوب است؟  

به نظر من تلگرام چیز خوبی است.در  تلگرام همه آدم ها خوبند. همه چیزهای خوب و با مزه می نویسند. من فاميل های  تلگرامى خود را بیشتر از فاميل های واقعی ام دوست دارم. مثلا دایی عزت که به قول بابایم اخلاقش خیلی گند است و زورکی جواب سلام ما را می دهد کلی جوک های خنده دار در  تلگرام می گذارد و ما را می خنداند  یا عمه اقدس که چشم دیدن هیچکدام ما را ندارد یک پا شاعر شده است و مرتب از مهربانی و گذشت حرف می زند. من نوشته های عمه اقدس را خیلی دوست دارم. زن عموخد

ادامه مطلب  

امروز  

بلاخره مراسم سالگرد همسرعمه باتموم کارا وسختیاش تمومشد
ومن رسما با نازگل فرارکردم اومدم تهران و تنا بودنشو بهونه کردم
وحالا بعد چندین ساعت کار نشستم خستگی درکنم ولی نازگل طفلی
رفت شیفتش بیمارستان،،،و بقیه خونواده و دخیای فاميل موندن کنار عمه
ک وسایلارو جم وجورکنن...وچقد قیافه الی بامزه بود  ..البته دلم واسش 
سوخت چون درسای این ترمش وحشتناکه و باید بیشتر از قبل بیمارستان
بره...وتحمل کردن بعضی از پسرای هیز فاميل چقد سختتره تواین مراسمات
مخص

ادامه مطلب  

 

امروز تا تلگرامم و باز کردم دیدم واسم پیامی اومده
دو تا استيکر شاد و شنگول بود با یک شماره ناشناس...... اسمشم جوجه بود
گفتم خدایا این کیه؟
بعد نوشتم شما؟
نوشت من ف هستم
همسر یک نفر بود
گفت دیروز که تماس گرفتید و جلسه رو  با همسرم کنسل کردید
خیلی خوشحال شدم ذوق کردم
............
الان دارم فکر می کنم
این و دیگه بذارم کجای دلم؟
واسش نوشتم خوشحالم که خوشحالید
چرا از این که جلسه برگزار بشه ناراحتید؟
چه چیزی خوشحالی و ازتون می گیره؟
.........
فعلا جواب نداده
ول

ادامه مطلب  

 

ما ازوناییم که ده دقیقه آخردربی تلویزیون روشن میکنیم میبینیم عههههههه سه تا زدیم...اونم ده نفره...خخخخخخخخ
.
.
.
باشگاه استقلال از سازمان لیگ عاجزانه درخواست کرد:دربی به مدت ۸۰ دقیقه انجام بشه داورهم حق نداره کسی رو ازپرسپولیس اخراج کنه :/
.
.
.
دیالوگ فرهاد مجیدی با فاميل دور:فرهاد مجیدی :۴ تایی هافاميل دور :۶ بیشتره یا ۴فرهاد مجیدی :۶فاميل دور :من دیگه حرفی ندارم
.
.
.
-منزل آقای زاید? ببخشید با ایمون کار داشتم.-نیستش. رفته ۳ تا گل به استقلال بزنه بر

ادامه مطلب  

378  

چقد چیپ
ناخوداگاه میری تو پیج یکی از همشریات ک ادمه موفقیه.میفهمی تقریبا فاميل دورتونه.چنتا عکسای خوبشو میبینی میگی چقد سبکش آشناست.فقط یه نفر هست که به این خوبی تو نور شب عکس میگیره.
کپشن و میخونی و میبینی بعله...عکاسش همونیه ک... :)
لعنتی...فرار کردن ازت هیچ جوره شدنی نیست.کجارو بگردم دنبال دلیلش؟!!!

ادامه مطلب  

رختخواب سرد  

وقتی یه رختخواب سرد باشه هیچی حتی رابطه جنسیم نمیتونه گرمش کنه تو زندگی زناشویی انتقاد نکنیم داییم همسرمونو با زنای فاميل مقایسه نکنیم گاهی وقتا رابطه که یک طرفه بشه نفر دوم کم میاره ادم نقد پذیری هستم وبی نه دیگه در این حد هیچ خوبی طرغت ازت نبینه

ادامه مطلب  

1090.متولد آبان ۹۵  

از نظر من جذاب ترین و هیجان انگیر ترین بخش از ماجرای متولد شدن یک نوزاد،انتخاب اسمش است.
پیش خودم حدسهایی میزنم و ته دلم میخواهد در نهایت اسمی بشنوم که غافلگیرم کند.
سه روز پیش دختر کوچولویی در فاميل مادری متولد شد.
اسمش را گذاشته اند ، فردوس!

ادامه مطلب  

ولسوال غورماچ: از اثر جنگ بیش از یک هراز فامیل بیجا شده‌اند  

مقامات ولسوالی غورماچ فاریاب می‎گویند، از اثر ادامه جنگ‎ها در این ولسوالی بیش از یک هزار فاميل مجبور به ترک خانه‎های خود شده‎اند.
عبد الله "وافق" ولسوال غورماچ می‌گوید که این بی جا شده‌ها در محلات دور دست غورماچ که از تهدید گلوله‌های توپ وتفنگ در امان اند، با زن و فرزند شان فرار نموده و در وضعیت ناگواری قرار دارند.
بازار غورماچ
وی افزود:
"وقتی نیروهای امنیتی از مرکز ولسوالی بسوی کمپ اردوی ملی حرکت کردند طالبان هدایت دادند که ساحه را تخلی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1